X
تبلیغات
کــودکــانــه - جوک کودکانه

کــودکــانــه

children

جوک کودکانه

گرگه ميره در خونه شنگول و منگول را مي زند و مي گويد،در را باز كنيد منم منم مادرتون غذا آوردم براتون

بزبزكها مي گويند: برو گرگ ناقلا ما آيفون تصويري داريم!!ا



اولي: من اين پازل را سه ساله تمام كردم

دومي : نه بابا !! چقدر طول كشيد؟

اولي : اتفاقا خيلي زود تمام كردم آخه رويش نوشته بود براي 3 تا 5 سال !!!!!



موشي به ماري ميرسد و به او مي گويد: دوست من ميشه از حرف (ش)استفاده نكني .

مار ميگه: باشه موشه



يك روز مظفر دم يك مغازه مي ايسته و مي خنده تا حدي كه قرمز ميشه، صاحب مغازه مي پرسه واسه چي مي خندي؟

مظفر ميگه : آخه اين جوك آخري را نشنيده بودم


يكي برنج تبرك مي خرد . در برنج رو كه باز ميكنه ميگه : پس آقا حميدش كو؟!!!!!

 


مادر : بيژن، من دارم ميرم بيرون به كبريت دست نزني ؟

بيژن : نه مادر ، فندك بابا پيش منه !!!



يك پرگار ضربه مغزي ميشه، مستطيل ميكشه !!!

 



اتوبوسي آرام از سرازيري پايين مي آمد و مردي بدنبال آن مي دويد. يك نفر گفت: فكر نكنم بتوني بهش برسي ، مرد جواب داد: دعا كن كه برسم، چون راننده اتوبوسم.


يكي استاديوم ميره بجاي اينكه فوتبال نگاه كنه به راست و چپ و بالاي سرش را با تعجب نگاه مي كرد

بهش مي گويند: چرا فوتبال نگاه نمي كني؟

ميگه : دارم دنبال كلمه ی زنده مي گردم  




يك نفر پدرش فوت ميكند مراسم هفتش شلوغ ميشود براي چهلمش بليط مي فروشد.



بريده جرايد: خواندن شعر مي تواند باعث كاهش ضربان قلب، آرامش عميق و تنفس منظم شود

دكتر به بيمار : پدرجان ، به نوه ات بگو روزي سه بار برايت شعر بخواند

 



از پدري مي پرسند : شما چند فرزند داريد؟

پدر : نمي دانم يك فرزند 50 ساله دارم يا 5 فرزند 10 ساله!!!



جرايد: مصرف ماهي باعث تكلم زودتر كودك مي شود

گربه به صاحبخانه : به خدا اين ماهي را براي خودم نمي خواهم . نسخه دكتره ، آخه بچه ام زبون باز نمي كنه!!!!!

 



معلم : ماه هاي خارجي را نام ببريد

شاگرد: فروردين ، ارديبهشت ، ....و

معلم : اينها كه فارسي اند

شاگرد : خوب ترجمه اشان كردم




+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت   توسط نــوک طــلایــــی  |